ارسال پاسخ 
 
رتبه موضوع:
  • 0 رای - 0 میانگین
  • 1
  • 2
  • 3
  • 4
  • 5
- دیالوگ های ماندگار -
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۰۱:۲۵ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۳-فروردين-۱۳۹۰ ۰۱:۳۷ عصر توسط فرشاد سلطانی.)
ارسال: #1
Video - دیالوگ های ماندگار -
تو این تاپیک هر دیالوگی که از فیلمهایی که دیدید به نظرتون قشنگ و به یادماندنی تر هست رو به اشتراک بذارید ...


احمد نجفی: شما مثل اینکه بیش از انداره فیلمهای پلیسی میبینید...
گلرخ شمسایی:و شمام بیش از اندازه فیلمهای وقیح!!!

سگ کشی

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : سعید مددی ماهانی ، yamna ، مهدی ایرانمنش
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۰۳:۰۰ عصر
ارسال: #2
RE: - دیالوگ های ماندگار -
سر شام گریه نکنید، غذا رو به مردم زهرنکنین. سماور بزرگ و استکان نعلبکی هم به قدر کفایت داریم. راه نیفتین دوره در و همسایه پی ظرف و ظروف.آبروداری کنین بچه ها،نه با اسراف. سفره از صفای میزبان خرم می شه،نه از مرصع پلو. حرمت زنیت مادرتون رو حفظ کنین. محمدابراهیم،خیلی ریز نکن مادر،اون وقت می گن خورشتشون فقط لپه داره و پیاز داغ داشت

[ مادر - علی حاتمی ]

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : مهدی ایرانمنش ، yamna ، سعید مددی ماهانی ، faranak ، melina
۲۳-فروردين-۱۳۹۰, ۰۵:۰۰ عصر
ارسال: #3
RE: - دیالوگ های ماندگار -
و اون روز من بزرگترین درس زندگیم رو گرفتم.. بهترین راه برای صید زیباترین زن اینه که بهش یه حلقه ی ازدواج پیشنهاد کنی...

ادوارد بلوم - ماهی بزرگ - تیم برتون

زیبا آن است که لذتی فراهم آورد.. فارغ از منفعت و سود.
کانت
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : فرشاد سلطانی ، سعید مددی ماهانی
۲۴-فروردين-۱۳۹۰, ۰۶:۳۳ عصر
ارسال: #4
RE: - دیالوگ های ماندگار -
پستها پریده ها !!!!


سیمین : اصلا اون میدونه تو پسرشی؟
نادر : من که میدونم اون پدرمه»
جدایی نادر از سیمین-فرهادی

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : سعید مددی ماهانی
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۰۸:۳۹ صبح
ارسال: #5
RE: - دیالوگ های ماندگار -
چون شعره ترجیح دادم متن اصلی رو بذارم:

Although the radiance
which was once so bright

Is now for ever taken from my sight...

Though nothing can bring back the hour
Of splendor in the grass...

...of glory in the flower

We will grieve not, rather find

Strength in what remains behind....

یعنی:

هر چند این شعاعیست که اینبار بسیار روشن است
ولی دیگر به چشمم نمی آید..
آری هیچ چیز دیگر نمیتواند آن لحظه ی شکوه را در علفزار بازگرداند.. لحظه ی غرور را برای گل..

این برای ما آزار نیست بلکه تجربه ایست که به ما قدرت میدهد.
--------------
مشخصا از فیلم شکوه در علفزار اثر ایلیا کازان
اصل ماجرای فیلم همین شعره که دو بار تو کار خونده میشه..

زیبا آن است که لذتی فراهم آورد.. فارغ از منفعت و سود.
کانت
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۳۲ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-فروردين-۱۳۹۰ ۱۲:۳۲ عصر توسط فرشاد سلطانی.)
ارسال: #6
RE: - دیالوگ های ماندگار -
تا حالا کسی رو کشتی؟-
یه بار قلب یه نفرو شکوندم-
دنیرو- رونین
شما مردم رو به حال خودشون بذارین. خودشون می تونن از آیین هاشون محافظت کنن."
گزارش یک جشن ابراهیم حاتمی کیا

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : سعید مددی ماهانی ، مهدی ایرانمنش
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۰۷:۲۰ عصر
ارسال: #7
RE: - دیالوگ های ماندگار -
(پدر و دختر برای معاینه چشماشون رفتن چشم پزشکی)
دکتر به پدر:وضعیت چشم خودتون چطوره؟
دختر:امروز صبح باز از چشمش ی لیوان آب معدنی گرفت خانم دکتر
.........چهل سالگی.......
-----------------------------------------------
پ.ن:همین الان دیدمش

"STAY HUNGRY STAY FOOLISH"
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : فرشاد سلطانی
۲۵-فروردين-۱۳۹۰, ۱۱:۴۰ عصر (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۵-فروردين-۱۳۹۰ ۱۱:۴۰ عصر توسط سعید مددی ماهانی.)
ارسال: #8
RE: - دیالوگ های ماندگار -
لیونل: ما یه اسم ساده میخوایم. اسمتون چیه؟
شاهزاده: شاهزاده آلبرت فردریک آرتور جرج.

لیونل: برتی چطوره؟

The king's speech

بدان در سرزمینی که سایه آدم های قد کوتاه در حال بلند شدن است، خورشید در حال غروب کردن است.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : فرشاد سلطانی
۲۶-فروردين-۱۳۹۰, ۱۲:۱۷ صبح (آخرین تغییر در این ارسال: ۲۶-فروردين-۱۳۹۰ ۱۲:۲۰ صبح توسط فرشاد سلطانی.)
ارسال: #9
RE: - دیالوگ های ماندگار -
قيصر: خان دايي، اين پيرهن خوني رو بده به ننه‌ام. بگو خوب بوش كنه تا داغ دلش آروم بگيره... بگو قيصر گفت دو تا ديگه هم برات ميارم!
قیصر- مسعود کیمیایی
دیلماج من و خدا نباش، خدا به هر سری داناست ...

( حاجی واشنگتن - زنده یاد علی حاتمی )
سره مره یه دو جین بچه می زاد یکیش می شه بلبل، ننۀ ما کتّ بلبل رو بست و زایید گل و بلبل
محمد علی کشاورز فیلم مادر

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : مهدی ایرانمنش
۲۶-فروردين-۱۳۹۰, ۱۱:۴۲ صبح
ارسال: #10
RE: - دیالوگ های ماندگار -
صفا (خسرو شکیبایی) : چه دختر خوشکلی، چند تا دوست داری؟
دختر بچه : 2تا
صفا : چقدر زیاد اسماشون چیه؟
دختر : مامان و بابابم

پری - 1373
داریوش مهرجویی

شما به من سیاستمداری نشان دهید که بتواند پرواز کند، آن وقت من به شما یک سیاستمدار صادق از زمان یهودا نشان می دهم.
یافتن تمامی ارسال‌های این کاربر
نقل قول این ارسال در پاسخ
 تشکر شده توسط : مهدی ایرانمنش ، Ehsan
ارسال پاسخ 


پرش در انجمن:


کاربران در حال بازدید این موضوع: 1 مهمان
Powered by MyBB Iran
CopyRight 2011 Rahavard-E-Argham